در عجبم

 

سلام

گاهی آدم چیزهایی می شنود که گیج می شود. نه از این جهت که آن مطلب خیلی پیچیده یا عجیب و غریب باشد، بلکه به این دلیل که انتظار شنیدن چنین حرف بی منطقی از آن گوینده ندارد. حالا اگر موضوع به نحوی به سیاست هم مربوط شود که دیگر نور علی نور است. (راست گفته اند که سیاست پدر و مادر ندارد)

در چنین مواقعی اگر بخواهی حرف طرف مقابلت را با استدلال رد کنی، خیلی راحت تر از چیزی که فکرش را بکنی به تو برچسب های مختلف می زنند و خلاصه به نحوی بهانه ای جور می کنند که کسی به اصل مطلب تو توجه نکند. (برچسب مد پارسال که بی بصیرتی بود؛ تا امسال چه افتد و چه در نظر آید.) روی همین حساب تصمیم گرفتم تا قضیه را سر بسته بیان کنم. دوست دارم بدانم برداشت شما چیست؟ شما چه نتیجه ای از جملات ادامه می گیرید؟

 

گاهی در فیلم ها نویسنده تکه های جالبی می اندازد که ما خیلی راحت از کنار آن رد می شویم. فیلم اینسپشن (Inseption) را احتمالا در نوروز دیدید.تشویق در یک صحنه یک نفر از شخصیت اصلی فیلم سوال می کند: «آیا می دانی خطرناکترین عامل بیماریزا کدام است»

شما چه فکر می کنید؟ وبا؟ طاعون؟ کرم روده؟ابرو... «خطرناکترین عامل بیماری زا یک اندیشه غلط است.» هم درمان آن دشوار است و هم به سرعت گسترش می یابد.

اگر این حرف را قبول دارید، بیاییم کمی با دیگران که با اندیشه های جامعه سر و کار دارند مهربان تر باشیم.

اگر قبول ندارید، همین جا به من بگویید.

ارادتمند

محمدرضا

 

/ 1 نظر / 13 بازدید
حس پنهان

سلام.چرا دیگه مطالب قشنگ نمیذارید؟؟؟[سوال] راستی تصمیم گرفته بودم دیگه به وبتون سر نزنم [قهر]!ولی امروز که وارد وبتون شدم و اتفاقی به لینکتون یه سری زدم دیدم از هر دری سخنی همون دیوار کوتاهیه که گفته بودید!!! گفتم شاید حق با شما بوده باشه و اصلا تضادی در کار نبوده . البته شاید!!![خجالت] به همین دلیل از تصمیمم صرف نظر کردم !(اینکه دیگه سر نزنم) و خواستم بگم اگه اذیتتون کردم منو ببخشید![قلب]به هر حال باید بهم حق بدید چون توی دنیای مجازی کمتر کسی راست میگه و منم نمی خواستم فکر کنید این قدر ساده لوحم که چیزاییی رو که نوشتید باور کردم.[نیشخند]البته شاید نباید به روی خودم میاوردم .چون ... بگذریم.اگه بازم بهم سر بزنید خوشحال میشم[لبخند]فعلا[خداحافظ]