کدام حقیقت؟

یک سوال: شما چگونه دین و پیامبر خود را انتخاب کرده اید؟

پاسخ شما ممکن است به یکی از این دو روش نزدیک باشد:

1- من پیرو فلان دین هستم و به فلان پیامبر اقتدا می کنم. پس دین او را که پذیرفته ام.

2- من در مورد دین های مختلف تحقیق کرده ام و متوجه شدم فلان دین، منطقی ترین آن ها (به عبارت دیگر سازگارترین آن ها با فطرت) است. پس از آن دین و پیامبرش پیروی می کنم.

در حدیثی، معصوم چنین دعا می کند:

«خدایا خودت را به من بشناسان که اگر تو را نشناسم رسولت را نخواهم شناخت؛

خدایا رسولت را به من بشناسان که اگر رسولت را نشناسم، حجتت را نخواهم شناخت؛

خدایا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را نشناسم از دینم گمراه شده ام.»

 

هدف من این بود که بیان کنم معرفت (ایمان درست) پیدا کردن از بالا به پایین است؛ نه از پایین به بالا. این اشتباهی است که خیلی وقت ها مرتکب می شویم. همه عرفان های قلابی که امروز به تدریج رایج و رایج تر می شوند از همین اشتباه کوچک  ناشی می شوند: فردی ادعا می کند که برای رسیدن به حقیقت (با هر اسمی؛ مثلا شناخت نیروی کیهانی یا شناخت خدا یا امام زمان و غیره) باید اول به او ایمان بیاورید! خوب؛ اگر شما به او ایمان آوردید، آن وقت می تواند هر چیزی را به جای حقیقت به خورد شما بدهد. به همین راحتی!

پس بیایید همگی چشمانمان را باز نگه داریم.

این مطلب مقدمه مطلبی بود که ان شاء الله در آینده پیش خواهم کشید.

 

ضمنا ممنون می شوم اگر به سوال ابتدای این پست پاسخ دهید.

ارادتمند

محمدرضا

/ 1 نظر / 15 بازدید
ساغر

سلام محمد رضا یه سوالی در رابطه با ژستت دارم. اصلا چرا دین؟ چرا برای شناخت خدا باید واسطه داشته باشیم؟ چرا حتما باید تحت یه دین باشیم؟ ایا همون مرجع انسانیت نمیتونه کافی باشه هر کدام از ما ذره ای از وجود خداییم. اگر به درون خودمون نگاه کنیم و بنا بر وجدان خداجو امورمون رو انجام بدیم دیگه نیاز به هیچ دینی نیست. راستی قبولی ارشدت مبارک